مؤلف مجهول
25
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )
سلطان [ به ديار ] بكر رفته و حسن بيگ همشيرهء خود را به سلطان داده و حال كوچ خود را برداشته روانهء اردبيل است و به قوت حسن بيگ زور « 1 » زيادى بهم رسانيده . ميرزا جهانشاه فرمود كه سپاه جمع شوند و با سلطان جنيد جنگ كنند . چون اين خبر بسلطان رسيد ، او بيست هزار نفر از صوفيان و مريدان را برداشته به تسخير الكاى شيروان روانه گرديد و گفت كه مىروم با نصرانى جنگ كنم . پس آن خبر به سلطان خليل پادشاه شيروان كه از نسل انوشيروان بود رسيد كه سلطان جنيد مىآيد كه شيروان را بگيرد به بهانهء آنكه به الكاء چركس مىروم . سلطان خليل فرمود كه سپاه شيروان جمع شوند و كس فرستاد به نزد ابو المعصوم خان پادشاه طبرستان به جهت كومك . او پنج هزار كس را [ برداشته ] ميرزا جهانشاه نيز پنج هزار كس از تبريز فرستاد و سى هزار كس جمع شده در كنار رودخانهء ارس سر راه تنگ به عزم جنگ به سلطان جنيد گرفتند و در وهلهء اول جنگ مغلوبه روى نمود . جمعى كثير از صوفيان را به قتل آورده و بعد از كشتن و كوشش بسيار ، آن سلطان دين را شهيد كردند « 2 » و مراجعت نمودند . و صوفيان نعش آن حضرت را برداشته روانهء اردبيل گرديدند . چون وارد شدند نعش را دفن نموده فرزند ارجمند آن حضرت كه سلطان حيدر نام داشته به جاى پدر بزرگوار بر مسند ارشاد نشانيده در خدمت ايستادند . اما چون خبر كشته شدن سلطان جنيد به حسن بيگ رسيد ، او به خونخواهى كمر بسته با بيست هزار تركمان روى به تبريز آورده ميانهء حسن بيگ و ميرزا
--> ( 1 ) - اصل : روز . ( 2 ) - سلطان جنيد به سال 860 به قتل رسيده است . ( زندگانى شاه عباس اول . ج 1 ص 3 )